خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ سپتامبر 2011

VERTIGO

زندگی ام هیچ مثل قبل نیست,حداقل مثل چند ماه پیش نیست.دیگر موی صورت ام هیچ مهم نیست و بلندی و کوتاهی اش را سپرده ام دست خودشان که هرکاری دلشان خواست بکنند.لباس برایم اهمیت قبل را ندارد و هرچه دم دستم بیاید می پوشم و کوچکترین توجهی به نگاه این آن و یا اظهار نظرشان [...]

نوشته را کامل بخوانید »

من خوبم!

این روز ها را با دست کشیدن روی گل پتوس ام و کاج مطبق ام که گوشه ی سمت راست کاناپایه ی قرمز رنگ ام در گوشه ی خانه نگه می دارمشان میگذرانم,بیرون اگر بروم از درگیری و دویدن های مردم,از صدای بوق و بوی دود بیزار می شوم و عصبی…کنار گل هایم خوبم.

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.