خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسامبر 2011

مملکت گل و بلبل

بهم گفت سیگار کشیدنت رو دوس دارم,تو تاکسی بودیم که گفت.گفت تو حیفی اینجا,ما حیفیم اینجا,تو پادگان بهم گفت.گفت که دانشجوی نقاشی بودم,نقاشی می کردم که اخراجم کردن,گفت که خوبه که تو اینجایی,گفت که اگه من رفتم چی کار میکنی؟(50 روز دیگه داره میره)گفتم هیچی(ته دلم گفتم:وااای که با وجود یکی مثل توست که هر [...]

نوشته را کامل بخوانید »

این روز ها

یکسره به این فکر میکنم که دارم تک تک لحظه های زندگیم رو از دست میدم و دوست داشتم زمان با چیزی مثل ساعت ادوارد(؟) متوقف می شد و من فشرده می کردم این روز هارو تا بتونم بین این فشردگی یه کتاب,یه آدم یا یه خواب ِ بی دغدغه جا بدم..امروز آدمی رو دوباره [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.