خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ فوریه 2012

امشب ژاندارک طوری دیگر بود

امشب ژاندارک طوری دیگر بود. امشب که همه رفتند,من ماندم و یک کافه ی خالی. اشکان و چای و موزیک اشکان قلمرو اش پشت کانتر بود ولی حال همه ی کافه را گرفته بود و داشت با سبزی و تاریکی کافه می جنگید. فضا سنگین که شد,اشکان که نتوانست تاب بیاورد من تنها ماندم… بخاری [...]

نوشته را کامل بخوانید »

من

من پشت پنچره ایستاده ام و سیگاری آتش میزنم,سیگاری دود میکنم آن ها کودکانی که در راه بازگشت از مدرسه برف بازی میکنند,بالا و پایین می پرند و گلوله های برفی به سوی هم پرت میکنند من خنده ی تلخی بر لبانم می نشیند من سرم گیج می رود من سیگار را خاموش میکنم و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.