خوب رقص هم یه جور هنره!!! مخصوصا بابا کرم و گل پری جون!!!
زیر پوستی میخواستی بگی همه رو دوست داری؟ باریکلا به این دل شما!!!
بنده هم بی احساسم و یخخخخخخخخخخ عین ماس س س س خیار. از قهوه بینهایت خوشم میاد . و تنهاییمو هم دوست دارم اگرچه از جمع لذت میبرم.(مزاح کردیم بخندین تنهایی با خودتون!)
درود بر علی آقا
سال «صبر و استقامت» بر تو خجسته باد
نمیدونم از حسین پناهی خوشت میاد یا نه؟
ولی علی جان دوست چیزیه که باید خیلی مراقب باشی (میدونم که همه میدونند گفتم که گفته باشم)
جالبه من هم متولد اردیبهشت هستم . 31 اردیبهشت . من هم سنتوری دارم ولی گاهی نمیزنم همیشه میزنم . روزی چند ساعت . تازه سنتور درس هم یمدم . تدریس موسیقی بهترین کار دنیاست .
عاشق هنر هستم مخصوصا موسیقی .
من ازاون همه جمله وكلمه كه نوشتي فقط فهميدم اسمت علي رشته كامپيوتر و عاشق هنر اما از همش مهم تر خوشم اومد از اينكه متولد ارديبهشتي اما راستش اردي بهشتي ها كه گنگ و پيچيده نمي نويسند با اينهمه مي بخشيمتان چون هم ماهيم
کی گفته اردیبهشت ماه شومیه؟؟
اتفاقا به نظرم یکی از زیباترین ماههای خداست.
طبیعت زیبا، اواسط بهار دل انگیزو…
امیدوارم عشق و شادی و آرامش عاشقانه در جهان در تجلی باشد.
می توانم بگویم که دست کم در این اردیبهشتی بودن مشترکیم. و چرا تاریکی و چرا تنهایی؟ اردیبهشت که برای من نماد تمام زندگی است. حالا بی دعوت یا با دعوت خوشایند است که دست کم در یک جایی که بهشتی را نام دارد زاده شده ایم. نه؟ تنهایی اردیبهشتی ات هم برای این است که زیاد از این دنیا نمی توانی باشی.(برخوردم با اردیبهشتیهای دیگر این را برایم ثابت کرده).و…
همین که زندگی شادی را داری و کمی هم غمگین خوب است. خوب است که می دانی زندگی را داری. خودش عالی است. و…
من همیشه وقتی این نوشته را می خوانم بی اختیار ادامه اش هم یادم می افتد:
آنکه می گوید دوستت می دارم. دل اندوهگین شبی ست . که مهتابش را می جوید.
(نوشته زیر اسم وبلاگت)
خوشوقتم از شناختن وبلاگت و خواندنت علی ز. دانشجوی کامپیوتر و عشق هنر…. خوشوقتم قهوه و سیگار…
دوست دارم خواندنت را…
هان! سلام راستی!
دوستای صمیمی م بیشترشون سیگارین…هی من حرص می خورم هی از سیگار کشیدنشون کیف می کنم هی حرص می خورم …هی کیف می کنم…هی بهشون می گم بذارید کنار…بعد تو دلم میگم نه تورو خدا….گاهی هم…. بهشون حسودیم میشه
جالبه
سلام بسی جالب بود…
انگلیش صحبت کنیم؟ پایم:)
آره والا…..من یه موسسه درست و حسابی هم سراغ ندارم برم حداقل
آهان راستی بلاگ خودم درباره دانشگاه پاسخ دادم:)
اوهوووم
]چه آدم جالبی!! و در عین حال چقدر غمگین.. از نوع استوار!!
Good Luck!
خوب رقص هم یه جور هنره!!! مخصوصا بابا کرم و گل پری جون!!!
زیر پوستی میخواستی بگی همه رو دوست داری؟ باریکلا به این دل شما!!!
بنده هم بی احساسم و یخخخخخخخخخخ عین ماس س س س خیار. از قهوه بینهایت خوشم میاد . و تنهاییمو هم دوست دارم اگرچه از جمع لذت میبرم.(مزاح کردیم بخندین تنهایی با خودتون!)
آه آه بیا بیا…..کمر رو بلرزون دکتر :دی
قبلا رسول احدی برنا وبلاگی به این نام داشت.
ولی من ایشون نیستم,وبلاگی دارن الان؟
«من اکنون احساس می کنم ،
بر تل خاکستری از همه آتش ها و امیدها و خواستن هایم ،
تنها مانده ام .
و گرداگرد زمین خلوت را می نگرم.
و اعماق آسمان ساکت را می نگرم.
و خود را می نگرم
و در این نگریستن های همه دردناک و همه تلخ ،
این سوال همواره در پیش نظرم پدیدار است .
و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر
که تو این جا چه می کنی ؟
امروز به خودم گفتم :
من احساس می کنم ،
که نشسته ام زمان را می نگرم که می گذرد.
همین و همین .» «دکتر شریعتی»
یک هنریِ سیاه و سفید.
از طرح وبلاگ و ساده و آرام بودنش خوشم اومد.
موفق باشبن.
خیلی زیبا بود,ممنون.من شریعتی رو خیلی دوسش دارم.
و ممنون که اینجا رو خوب دیدید و به نظرتون آرام اومد.
چرا؟!!! به ماه اردیبهشت آخه منم اردیبهشتیم
چی چرا؟:دی
سلام… منم یک علی اردیبهشتی…
باشد که باشیم…
باشد که باشیم.
salam
taze ba webeton ashna shodam
khosham omad az neveshtehaton
manam computer khondam!
خوشحال شدم آشنا شدم باهاتون امیدوارم از این به بعد هم ببینمتون.
يك ارديبهشتي متولد شده در تاريك و روشن..معلق ميان تاريكي و نور و رقصان ميان عشق و هنر
نقاشي از بيشه ي شب…خوشبختم و موفق باشيد…
ممنونم,منم همینطور.
آی آقا شرمنده شما علی آقایی؟ !;)
واقعا نمی دونستم اسمتون علی هست وگرنه …
الان علی بابا رو اضافه کردم بهش!
:دی
«دوستان خوبی دارم و گاهی هم هیچ دوستی ندارم….»
این، یعنی شباهت.
بعله
درود بر علی آقا
سال «صبر و استقامت» بر تو خجسته باد
نمیدونم از حسین پناهی خوشت میاد یا نه؟
ولی علی جان دوست چیزیه که باید خیلی مراقب باشی (میدونم که همه میدونند گفتم که گفته باشم)
سال کار مضاعف و همت مضاعف هم بر شما مبارک باد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :دی
ربط جملاتت رو به حسین پناهی نفهمیدم ولی براش احترام خاصی قائلم.
salame dobare
omadam begam sahebe khone majazi shodam
bishtar mikhonameton dg!
خیلی خوشحالم.
جالبه من هم متولد اردیبهشت هستم . 31 اردیبهشت . من هم سنتوری دارم ولی گاهی نمیزنم همیشه میزنم . روزی چند ساعت . تازه سنتور درس هم یمدم . تدریس موسیقی بهترین کار دنیاست .
عاشق هنر هستم مخصوصا موسیقی .
خوشبختم :دی
نشده که تدریس کنم موسیقی ولی فکر کنم کلا رواج هر چیز خوبی لذت بخشه.
مرد اردیبهشتی که نمیدانم کدامین روزش، تولدت پیش پیش مبارک، و دوستدار شب پیشنهاد میکنم به شهرهای شمالی سوئد مهاجرت کنی
آره میرم یه روز اونجا که همش شب باشه و من زجر نکشم توی روز :دی
جالب خودتُ شرح دادی !
منم عاشق ِ شبم !
وَ من خردادی هستم وَ این یکی از تفاوت های منُ توست !
ضمنن تولدت پیشاپیش نمی دونم چه روزیه مبارک !
نمی دونم تولدت کی هست تو این ماه، ولی چون خودمم اردیبهشتی هستم تولدت مبارک…
تولد شما هم مبارک.
بابا اردیبشهتی :دی
سلام
علایق جالب دارید…
همین دیوانه بازی ها رو میگین؟!
من ازاون همه جمله وكلمه كه نوشتي فقط فهميدم اسمت علي رشته كامپيوتر و عاشق هنر اما از همش مهم تر خوشم اومد از اينكه متولد ارديبهشتي اما راستش اردي بهشتي ها كه گنگ و پيچيده نمي نويسند با اينهمه مي بخشيمتان چون هم ماهيم
سلام
وب قشنگی دارین
من فقط یه سوال داشتم: قهوه و سیگار سمبل چیه؟
شما لطف دارین.
سمبل خاصی نیست,2 تا چیزیه که زیاد باهاشون سر و کار دارم و باهاشون زندگی میکنم!
اتفاقا رقص خیلی هنره
اول که نوشته هاتون رو خوندم به نظرم خیلی از سن دانشجویی گذشته بودید
و حالا چی؟
الان کم کم داره نظرم عوض میشه!!!!!!!!!!!!
کی گفته اردیبهشت ماه شومیه؟؟
اتفاقا به نظرم یکی از زیباترین ماههای خداست.
طبیعت زیبا، اواسط بهار دل انگیزو…
امیدوارم عشق و شادی و آرامش عاشقانه در جهان در تجلی باشد.
می توانم بگویم که دست کم در این اردیبهشتی بودن مشترکیم. و چرا تاریکی و چرا تنهایی؟ اردیبهشت که برای من نماد تمام زندگی است. حالا بی دعوت یا با دعوت خوشایند است که دست کم در یک جایی که بهشتی را نام دارد زاده شده ایم. نه؟ تنهایی اردیبهشتی ات هم برای این است که زیاد از این دنیا نمی توانی باشی.(برخوردم با اردیبهشتیهای دیگر این را برایم ثابت کرده).و…
همین که زندگی شادی را داری و کمی هم غمگین خوب است. خوب است که می دانی زندگی را داری. خودش عالی است. و…
من همیشه وقتی این نوشته را می خوانم بی اختیار ادامه اش هم یادم می افتد:
آنکه می گوید دوستت می دارم. دل اندوهگین شبی ست . که مهتابش را می جوید.
(نوشته زیر اسم وبلاگت)
خوشوقتم از شناختن وبلاگت و خواندنت علی ز. دانشجوی کامپیوتر و عشق هنر…. خوشوقتم قهوه و سیگار…
دوست دارم خواندنت را…
هان! سلام راستی!
خوشم اومد
از چی؟
اها ندیده بودم.کلی انشا خوندم تا به مشخصاتتون رسیدم ولی سن نبود………..
تا قبل از آمدنت
بی احساس بودم و تنها با تنهایی خود
فقط من و او
فقط من و تنهایی
برای رهایی از تنهایی ات
تنها تنهایـیـه مرا گرفتی
حالا تو میروی تنها و بی من
تا تنها تنهاییه دیگری را بگیری
و من می مانم
تنهای تنها
بی احساس
بی تنهایی
khosh halam ke ba webloget ashna shodam
movafagho mana bashi
قلب بی ترحمم تو را نمی شناسد…….احساس را نمی فهمم…
اما قلب با ترحمت حتماً مرا میشناسد….و احساس ، تو را خوب می فهمد…
ما عادت داریم خودمون به خودمون انگ زنیم…. شوم و تاریک و ….اینا همش ذهنیت خود شما و خود ماست
اعتراف می کنم از این که بستیش دلم خیلی گرفت…
وا؟!؟!؟!؟
قهوه و سیگار؟؟؟
اگه نمی خواستی راجع به خودت چیزی بنویسی خوب نمی نوشتی!!!! مجبوری؟! سنگین تربود!!!
قهوه و سیگار؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!؟!
حیلی کامل تر بود ولی احساس میکردم که نشان دهنده ی من نیست.عوضش کردم فعلا که همین باشه.باز هم عوض خواهد شد در آینده.
دوستای صمیمی م بیشترشون سیگارین…هی من حرص می خورم هی از سیگار کشیدنشون کیف می کنم هی حرص می خورم …هی کیف می کنم…هی بهشون می گم بذارید کنار…بعد تو دلم میگم نه تورو خدا….گاهی هم…. بهشون حسودیم میشه
Today is documentation ill, isn’t it?